دینداران مدرن در عصر جدید

فرهنگ پدیده ای متغیر است که درمرور زمان تغییرمی کند ، یکی از موءلفه های فرهنگ باور هایی دینی وعمل به آنها است بنا براین اینان نیزمشمول این قاعده تغییر فرهنگ گردیده وباگذشت ایام تغییرخواهند نمود.
عصر حاضرکه به عصر صنعت وتکنولوژی معروف است ،به اعتراف جامعه شناسان روی فرهنگ وباورهای دینی جوامع تاثیر عمیقی داشته است ومی توان ادعا کردکه فرهنگ وباورهای دینی جوامع را بکلی دگرگون نموده است ،از جمله تغییراتی که رخ داده است دردین داری وانجام مناسک دینی مردم می باشد ؛حتی بعضی ادعا نموده اند که دوران کار کرد دین وباورهای دینی به پایان رسیده است. اما آنچه درعمل مشاهده می شود برخلاف این ادعا است؛زیرا در خارج جامعه ی بدون باور واعتقاد دینی یافت نمی شود؛ بارزترین نمونه کشورهای تازه استقلال تافته ازجماهیرشوروی سابق هستند که درحدودهفتاد سال ازانجام مناسک دینی ممنوع بودند،کسی حق ابراز واظهاردینداری را نداشت؛ اما وقتی استقلال خودرابدست آوردند دیده شد که خود را دین دارمی دانند.
البته این نوشته درپی رد یا اثبات این ادعا نیست بلکه آنچه مورد توجه وکنکاش می باشد یافتن پاسخ این سوال است که، صنعتی شدن ورفاه جوامع روی دینداری افراد آن جوامع چه تأثیری داشته است؟ آیاعمل به مناسک وتشریفات دینی در چنین جوامعی افزایش یافته ویا تقلیل یافته است ؟
نویسنده ی این سطور ادعا ندارد که پاسخ کامل به خوانند گان ارايه دهد بلکه هدف بیشتر طرح این مبحث وکمک خواستن از پژوهش گران وصاحب نظران است،اما آنچه ازپژوهشهایی که جامعه شناسان انجام داده اند بدست می آید این است که میان صنعتی شدن ورشد جوامع ازنظررفاهی واقتصادی رابطه ی عکس وجود دارد ؛یعنی هرچه جامعه از نظرصنعتی شدن ورفاه رشد نمایدعمل به انجام مناسک دینی توسط افرادآن جوامع سیرنزولی رانشان می دهد. دراینجا به دو نمونه ازجوامع صنعتی شده که روی آنها تحقیق صورت گرفته است به صورت اختصار اشاره می گردد:
ژاپن:یکی ازکشورهای که تجربه صنعتی شدن را دارد ژاپن است ژاپن جامعه ای است که قرنها درآن دومذهب شینتو و بودائیسم وجود داشته واین دومذهب باهم تفاوت زیادی دارند.
شینتو نوعی مناسک مذهبی برای حمایت ازاجتماع محلی ،منطقه وکشوراست که ازطریق پرستش خدایانی که بازمین،خورشید،ماه ودیگرنیروهای طبیعت ارتباط دارند صورت می گیرد.مذهب شینتو که بنیاد روستایی داشت براثرصنعتی شدن ومهاجرت مردم به شهرها ورشد سریع شهرنشینی و به دلیل عدم سازگاری آن باشرایط بوجودآمده دچار آشفتگی درمناسک آئینی گردید، لذابه سرعت فرقه هایی مختلفی درمیان پیروان این مذهب رشد نمود به گونه ی که دولت درسدد ساختن آیین شینتوی واحدی برآمد تا همه بتوانند درسرتاسر ژاپن به یکسان به آن عمل نمایند گرچه این کوشش با موفقیت کمی همراه بود.
وهم چنین مذهب بودائی که درپرستشگاهای آن روابط خویشاوندی حاکم بود باوجود محیط جدید که خویشاوندان نمی توانستنددرکنارهم باشندلذا دراجتماع وانجام مناسک دینی شان اختلال بوجود آمد.
نظرسنجی که درسال 1961صورت گرفته است نشان داده که فقط حدود 35 درصد جمعیت بزرگسالان از ایمان مذهبی برخورداربوده اند.
روی هم رفته میتوان تصورکرد که تغییرات درمذهب ژاپن در دوران صنعتی شدن درمقیاس بالائی به سوی کنارگذاشتن وطرد تشریفات ومناسک وعقاید قدیمی جهت گیری شده است .
انگلستان:مهمترین شاهددر مورد انگلستان آماری است که درسال 1851 صورت گرفته ودرآن میزان افرادی را که به طورعادی روزهای یکشنبه برای عبادت به کلیسا می رفتند مشخص نموده است .آمارگیری مذکوربعد ازیک قرن توسعه صنعت درانگلستان صورت گرفته است ونشان دهنده ی این نکته بوده که درکل کشورانگلستان ازهردو نفریک نفربه کلیسا می رود ودرشهرهایی بزرگ این رقم به یک سوم می رسد.
گرچه از زمان این آمارها مدت زیادی می گذرد اما نشان دهنده ی یک واقعیت است وآن تأثیر صنعتی شدن ورشد شهر نشینی ورفاه برمیزان دین داری وانجام مناسک دینی افراد آن جوامع واین چیزی است که ذهن دغدغه داران دینی رابه خود مشغول داشته است؛ زیرا بااندک مقایسه میان وضعیت حال وگذشته ی این کشورها معلوم می گردد که میزان دین داری وانجام اعمال دینی درمیان افراد این کشورها تا چه اندازه کاهش یافته است،و بی توجهی به مناسک دینی چه قدر نسبت به گذشته افزایش داشته است. واین مساله نه تنها در میان این کشورهای نمونه که درکشورهای دیگر، بخصوص کشورهای درحال صنعتی شدن وکشورهای که تحت تأثیر این فضا قراردارند نیزدیده می شود.
پرسشی که دراینجا مطرح می گردد این است آیا چنین تغییری جبری بوده ونمی توان جلواین تغییر را گرفت ویا میشود تدبیری اندیشید و به سمتی حرکت کرد که هم مطلوب دینداران باشد و هم بتوان در فضای دنیای مدرن هم تنفس کرد . یعنی دین را مدرن تفسیر نمود .

[ مهدی علاقبند ]

مجله اینترنتی فصل نو

تلاش رهبران دینی بریتانیا برای رهایی جامعه از سکولاریسم

 

تلاش رهبران دینی بریتانیا برای رهایی جامعه از سکولاریسم


  کاردینال بریتانیا و رهبر معنوی کلیسای انگلیکن خوستار افزایش فعالیتهای دین محور در زندگی روزمره مردم شدند تا جامعه از حرکت به سوی سکولاریسم رهایی یابد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از منابع اینترنتی، اسقف اعظم دکتر روان ویلیامز و کاردینال کورماک مورفی اوکانر استدلال کردند که افرادی که در راستای حذف دین از زندگی عمومی تلاش می کنند متهم به عدم تساهل هستند.

اظهارت مشترک این دو رهبر دینی که متعلق به دو فرقه مختلف مسیحیت هستند طی یک گزارش مشترک منتشر شده است.

این گزارش علیه محدود کردن دین به فضاهای خصوصی نوشته شده و اظهار می دارد که دین برای بازگشت به جامعه مدنی باید نقش برجسته و درحال گسترشی را برعهده گیرد و نقش آن در سعادت و هویت سیاستی مورد تأکید قرار گیرد.

اسقفهای اعظم کاتولیک و انگلیکن بریتانیا در مقدمه گزارش تصریح کرده اند: بسیاری از مفسران سکولاریست استدلال می کنند نقش درحال رشد دین جامعه نشان دهنده توسعه ای مخاطره آمیز است. این در شرایطی است که آنها از این امر غافل مانده اند که ملحدان و افرادی که خود را به گروههای دینی متعلق نمی دانند در میان گروههایی جای می گیرند که ذره ای از تساهل برخوردار نیستند.
منبع:خبرگزاري مهر

 

منبع : مجله اینترنتی فصل نو

http://www.fasleno.com/ngo/post_110.php

 

آموزش الكترونيكي

 

آموزش الكترونيكي

 

 به عبارت ساده، آموزش الكترونيكي به ما قدرت يادگيري خارج از محيط كلاس و دانشگاه را ميدهد. آموزش از راه دور هم اكنون سالهاست كه در دنيا متداول و رايج است، اما تركيب اين نوع آموزش با اينترنت منجر به ابداع روش جديدي از نحوه تدريس بنام E-Learning شده است.

 

   آموزش الكترونيكي در عين حال كه بسيار ساده و كارآمد است، از لحاظ تجاري نيز مقرون به صرفه است و به سرعت قابل دسترسي براي تمامي افراد از هر قشر و موقعيتي ميباشد. يكي از نكاتي كه در اين روش از آموزش توجه افراد بسياري را جلب كرده است، آزادي در انتخاب موضوعات و سرفصلهاي مورد علاقه افراد است. در اين روش هيچ كس براي آموزش حد و مرزي ندارد و به راحتي ميتواند به اطلاعات تمامي رشته هاي علمي در حداقل زمان ممكن دسترسي پيدا كند.

 

روشهاي اصلي آموزش الكترونيكي:

ميتوان از نظر كلي e-Learning را به سه دسته اصلي تقسيم نمود:

۱) يادگيري شخصي: در اين روش، شخص خود رشته مورد علاقه خود را انتخاب كرده و در اينترنت به جستجو و تحقيق در مورد آن مي پردازد و سؤالات خود را از استادان رشته ها به صورت غير مستقيم مي پرسد.

۲) يادگيري جمعي: در اين روش گفتگوي اينترنتي (Chat) نقش بزرگي را بازي ميكند. با استفاده از اين شيوه شاگردان به طور همزمان در اينترنت حضور پيدا خواهند كرد و در مورد يك موضوع درسي بحث و گفتگو خواهند كرد. يك نفر در اين بحث نقش مدير و راهنما را بازي خواهد كرد و نكات و سؤالات را براي بحث و گفتگو مطرح خواهد كرد.

۳) كلاسهاي مجازي: اين روش كه بهترين و مؤثرترين شيوه آموزش الكترونيكي به شمار مي آيد، بر پايه فن آوري كنفراسنهاي ويدئويي شكل گرفته است. در اين روش معلم و شاگرد تصوير يكديگر را ديده و به صحبت و تبادل نظر مي پردازند.

 

   گرچه ميتوان روشهاي ديگري براي اين نوع آموزش متصور شد ولي اغلب آنها در پوشش يكي از روشهاي مورد بحث در خواهند آمد. علاوه بر مزاياي ذكر شده، e-Learning در وقت و انرژي صرفه جويي بسياري ميكند؛ براي اينكه شما يك دوره كارشناسي را در يك دانشگاه معمولي به روشهاي فعلي بگذرانيد حداقل به سه سال وقت نياز داريد، در مدت سه سال شما بارها و بارها از يك نقطه دانشگاه و محل تحصيل خود خواهيد رفت و انرژي و هزينه زيادي را متقبل خواهيد شد، اما با استفاده از اين فن آوري شما قادر خواهيد بود با صرف كمترين هزينه به فراگيري بپردازيد و حتي در كنار آن شغلي براي خود پيدا كنيد، زيرا وقت شما ديگر در راه و ترافيك و... تلف نخواهد شد. مسئله ديگر طيف وسيع مخاطبان است. هر فردي در هر نقطه جهان به راحتي ميتواند با استفاده از اين تكنيك به تحصيل مشغول شود. هم اكنون اكثر دانشگاههاي مهم جهان به طور جدي در حال راه اندازي بخش آموزش الكترونيك خود هستند. شايد در چند سال آينده شما بتوانيد به راحتي بدون بيرون رفتن از خانه خودتان در دانشگاه M.I.T و يا Columbia تحصيل كنيد.

 

   اما در اين راه مشكلاتي نيز وجود دارد. اولين مسئله، مشكل بستر ضعيف مخابراتي براي انتفال داده هاي چند رسانه اي مورد نياز اين فن آوري در اينترنت است. بستر فعلي اينترنت در اكثر نقاط جهان هم اكنون اجازه انتقال حجم وسيعي از داده ها براي برگزاري كنفرانسها و سمينارهاي اينترنتي را نميدهد. مشكل ديگر كه به نظر مهم و جدي ميرسد خدشه دار شدن ارتباطات انساني است. شايد در نگاه اول اين مشكل مسئله مهمي به نظر نرسد ولي اكثر كارشناسان روشهاي آموزشي معتقدند جمع شدن عده اي از افراد در كنار هم براي تحصيل و مطالعه باعث شكوفا شدن استعدادها و خلاقيت افراد ميشود.

 

   اما هنگامي كه از e-Learning صحبت به عمل مي آيد، هر فرد به تنهايي و جدا از ديگران، در نقطه اي مشغول به تحصيل است و اين بر روحيه جمعي و كار گروهي تاثير خوشايندي ندارد. شايد استفاده بهتر و پيشرفت روشهاي انتقال تصاوير و اصوات از طريق اينترنت تا حدي اين مشكل را كم اثر نمايد. اما در نهايت يك كلاس مجازي هيج گاه شبيه يك كلاس واقعي درس با هياهوي بچه ها و معلمين نخواهد شد.

 

   اكثر كارشناسان آميزه اي از روشهاي فعلي تدريس و e-Learning را براي آموزش نسل بعدي بشر در نظر گرفته اند زيرا با استفاده از اين روشها در كنار يكديگر بهترين نتيجه هاي ممكن هم از نظر روحيه تعاون و هم از نظر كيفيت آموزش حاصل خواهد شد.

 

 

 

 

 منبع:

 

 

ويژه نامه انفورماتيك ش ۲۸

ضميمه روزنامه همشهري - چهارشنبه ۸/۹/۱۳۸۰ - سال نهم - شماره ۲۵۴۸

 

 

 

 

 

 

آنچه معلم بايد در ارتباط با ارزشيابي بداند و رعايت نمايد

 

 

آنچه معلم بايد در ارتباط با ارزشيابي بداند و رعايت نمايد

 

1. در ارزشيابي توسط معلم بايد تفكر و مهارت سطح بالاي دانش آموزان سنجيده شود نه

آموخته هاي طوطي وار آنان .

 

2. در ارزشيابي معلم بايد به تفاوتهاي فردي دانش آموزان عنايت ويژه شود و به جاي آنكه عملكرد

دانش آموزان باهم مقايسه شود موارد ذيل مد نظر قرار گيرد :

 

الف ـ مقايسه ي عملكرد دانش آموزان با اهداف آموزشي .

 

ب ـ مقايسه ي عملكرد دانش آموزان با عملكردهاي قبلي خودشان و توانايي هاي آنان .

 

3 . سوق دادن دانش آموزان به سوي آموختن مهارتهاي زندگي واقعي ، حل مسائل و معضلات اجتماعي و ايجاد روابط مناسب بين مدرسه و جامعه از محورهاي اساسي در ارزشيابي معلم بايد باشد .

 

4 . در ارزشيابي معلم بايد همكاري هاي گروهي و رشد اجتماعي جايگزين رقابتهاي فردي شود .

 

5 . پرورش توانايي خود سنجي وقضاوت در مورد عملكرد خود و ديگران بايد از ثمرات ارزشيابي معلم باشد .

 

قضاوت پيرامون عملكردهاي خود يكي از پيوندهاي استوار جامعه است كه مي تواند نقطه ي آغازين آن ازمدرسه باشد .

 

انواع ارزشيابي

 

1 . ارزشيابي آغازين ( preassessment ) :

 

اين نوع ارزشيابي همانگونه كه از نام آن نيز مشخص است ، نخستين ارزشيابي معلم است كه پيش از فعاليت هاي آموزشي او به اجرا در مي آيد .

 

معلم در اين نوع ارزشيابي به آموخته هاي پيشين دانش آموزان واقف مي گردد .

 

2 . ارزشيابي تكويني ( formative evaluation ) :

 

اين نوع ارزشيابي داراي تعاريف متعددي است كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود :

 

v آنچه عمدتا به منظور كمك به اصلاح موضوع مورد ارزشيابي ، يعني برنامه يا روش آموزشي ، مورد استفاده قرار مي گيرد ، ارزشيابي تكويني نام دارد .

 

v ارزشيابي تكويني ، كه ارزشيابي منظم ومداومي است و براي تشخيص آموخته هاي دانش آموز

در پايان هر بخش يا هر فصل از برنامه و در طول سال تحصيلي انجام مي گيرد .

 

v ارزشيابي تكويني عبارت است از قضاوت در مورد اطلاعات جمع آوري شده در طول فعاليت آموزشي كه به منظور تصميم گيري هاي بعدي و بهبود فرايند يادگيري صورت مي گيرد .

 

v ارزشيابي تكويني يا مستمر با فرايند ياددهي ـ يادگيري يك پارچه مي شود و در سر تا سر

دوره ي آموزش تداوم مي يابد .اين نوع ارزشيابي ، هم بر فرايند يادگيري و هم به بازده يا

فرآورده هاي يادگيري تاكيد دارد .

 

3 . ارزشيابي پاياني ( تراكمي ) ( summative evaluation ) :

 

اداره ي كل سنجش و ارزشيابي در جزوه ي منتشره ي خود ، ارزشيابي پاياني را به صورت ذيل تعريف نموده است :

 

Ø در ارزشيابي تراكمي ، تمام آموخته هاي دانش آموزان در طول يك دوره ي آموزشي تعيين

مي شود و هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره ي اثر بخشي كار معلم و برنامه ي درسي با يكديگر است .

 

دكتر پاشا شريفي ، تعريف ذيل را براي ارزشيابي پاياني ( تركمي ) ارائه نموده است :

 

Ø ارزشيابي تراكمي اغلب در پايان دوره ي آموزشي يا واحد درسي انجام مي گيرد . هدف اين نوع ارزشيابي تعيين سطح دانش ، مهارت ، توانايي و نگرش پرورش يافته در يك دوره ي آموزشي بر اساس برنامه ي خاص و هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده است .

 

در نهايت عليرضا محمد ميرزايي ، براي ارزشيابي پاياني نقدي به صورت ذيل ارائه كرده است :

 

Ø ارزشيابي پاياني ( تراكمي ) كه در پايان هردوره ي آموزشي براي تشخيص آموخته ها ي دانش آموز از كل مفاهيم و مطالب كلي و مهارتهاي آموخته شده توسط دانش آموز در يك درس انجام مي گيرد .

 

نتايج ارزشيابي تشخيصي براي معلم و دانش آموز

 

ارزشيابي تشخيصي به معلم امكان مي دهد تا مطالب درسي و روشهاي آموزش را با سطح آموخته هاي پيشين و نيازهاي دانش آموزان تطبيق دهد و تجارب يادگيري مناسب را برايشان فراهم سازد . معلم بر اساس نتايج حاصل از ارزشيابي تشخيصي ، شكاف بين توانايي هاي فعلي دانش آموزان و پيش نيازهاي يادگيري مطالب جديد را از طريق آموزش جبراني و ترميمي پر مي كند . 19

 

 

 

ارزشيابي تشخيصي چه اهدافي را دنبال مي كند ؟

 

اهداف ارزشيابي تشخيصي عبارتند از :

 

Ø مشخص نمودن ميزان آموخته هاي دانش آموزان و معلومات آنان .

 

“ بديهي است اين شناسايي سنگ زير بناي آموزش هاي بعدي دانش آموزان خواهد بود . ”

 

Ø كشف و تشخيص معضلات ، مشكلات و نارسايي هاي آموزشي دانش آموزان .

 

Ø وجود مشكلات گوناگون آموزشي دردانش آموزان امري طبيعي و تقريبا اجتناب ناپذير مي باشد كه به

وسيله ي ارزشيابي تشخيصي مي توان به اين مشكلات پي برد و در جهت برطرف نمودن آنها برنامه ريزي مناسب طراحي نمود . ”

 

Ø اتخاذ برنامه ي مناسب همراه باتصميم گيري در جهت نوع آموزش لازم در راستاي برطرف نمودن نقاط ضعف آموزشي دانش آموزان .

 

نتايج ارزشيابي تكويني براي معلم و دانش آموز

 

Ø ايجاد بازخوردي براي معلم و دانش آموز كه در سايه ي آن مي توانند مشاهده كنند هدفهاي آموزشي تا چه اندازه تحقق يافته است .

 

Ø تصميم گيري معلم با استقاده از اين بازخورد ، در مورد انطباق برنامه و روشهاي آموزشي با سطح يادگيري و نيازهاي دانش آموزان .

 

Ø ايجاد فرصت براي دانش آموزان در جهت توجه نسبت به آنچه ياد مي گيرند و مهارت ها و

توانايي هاي فكري خود را پرورش دهند .

 

Ø ايجاد امكان براي دانش آموزان در جهت كسب آگاهي از نقاط ضعف و قوت خود براي رسيدن به اهداف آموزشي ، رفع نارساييها و پرورش و تقويت جنبه هاي مثبت توانايي هاي خود .

 

هدفهاي ارزشيابي تكويني

 

الف ـ آگاهي از كيفيت برنامه ي درسي و پيشرفت آن .

 

ب ـ بررسي روشهاي تدريس معلم و كيفيت يادگيري دانش آموز و راهنمايي او و اصلاح تدريجي

فرايند آموزش و يادگيري .

 

ج ـ به دست آوردن نمرات و قضاوت درباره ي فراگيري مرحله به مرحله دانش آموز در

چهار چوب هدفهاي جزيي و رفتاري آن بخش .

 

ويژگي ارزشيابي پاياني

 

اين نوع ارزشيابي در جهت هدفهاي كلي انجام مي شود و منظور از انجام اين نوع ارزشيابي ، تشخيص مهارت هاي آموخته شده و تعيين استعدادها و پيش بيني احتمال موفقيت در كلاس ها و يا دوره هاي بعدي است .

 

ارزشيابي پاياني مي تواند مورد تجزيه و تحليل دست اندركاران واحدهاي آموزشي قرار گيرد

تا با اتخاذ تصميم گيري مناسب واحد آموزشي را درمسير مطلوب خود قرار دهد .

 

 

منابع

ارزشيابي در مدارس از عليرضا محمدميرزايي ـ مجموعه رويه هاي سنجش وارزشيابي از اداره كل سنجش

 

خلاصه مقالات همايش ارزشيابي در خدمت تعليم وتربيت به اهتمام دفتر ارزشيابي تحصيلي وتربيتي

 

پژوهش نامه آموزشي شماره 11 از پژوهشكده تعليم وتربيت - مجموعه جزوات آموزشي سنجش وارزشيابي

 

شماره 1 از معاونت آموزش وپرورش عمومي استان فارس -تجارب ومطالعات مولف پيرامون سنجش وارزشيابي

 

 

 

 

 

 

 

تكنيك يادگيري يك بار براي هميشه

 

 

 

تكنيك يادگيري يك بار براي هميشه

چکیـــــــــده

 

این روش که یکی از قویترین روش های یادگیری است در سال 1996 توسط فردی به نام رابینسون ابداع شد. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال تر و آسان تر گردد. (SQ3R) مخفف این کلمات است: پیش خوانی (Survey)، سؤال سازی (Question)، خواندن (Read)، بازگویی و تعریف (Recite) و مرور (Review). در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره می‌‌کنیم:

 

 

 

پیش خـــــــــوانی:

درسی را که می‌‌خواهید بخوانید، ابتدا پیش خوانی کنید. سعی کنید برای پیش خوانی از روش زیر استفاده نمایید:

- نگاهی سریع و گذرا به متن بیندازید.

- نکات مهم و کلیدی را بیابید.

- سؤالات و تمرین های آخر درس را مرور کنید.

- پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه ای گذرا بخوانید.

 

 

ســــــــؤال ســــــازی:

در ذهن خود سؤالاتی راجع به موضوع درس بسازید. برای این کار می‌‌توانید:

- عناوین و تیترها را بصورت سؤال درآورید.

- از خود بپرسید: "راجع به این موضوع چه می‌‌دانم؟"، "معلم راجع به این موضوع چه چیزهایی می‌‌گفت؟" و سؤالاتی از این قبیل.

 

 

 

خـــــــواندن:

متن درس را بطور کامل بخوانید. در هنگام خواندن:

- به دنبال جواب سؤالاتی باشید که در ذهن خود ساخته بودید.

- به سؤالات آخر درس جواب بدهید.

- زیر نکات مهم خط بکشید.

- اگر مطلبی را درست نفهمیده اید، دوباره آن را بخوانید.

 

 

 

بازگویـــــــی و تعـــــــریف مطالب:

بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید، به بازگویی مطالب آن بپردازید.

- مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید.

- در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هر چه بیشتر از حواس پنجگانه خود استفاده کنید، مطالب بهتر در حافظه تان جای می‌‌گیرد.

 

- قدرت یادگیری سه برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن.

- و این قدرت چهار برابر می‌‌شود با: دیدن، بیان کردن، شنیدن و نوشتن!

 

 

 

مــــــرور مطالــــب:

بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید، نوبت به مرور مطالب می‌‌رسد.

- روز اول: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی، 5 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید.

- 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید، به مدت 5 دقیقه این کار را انجام دهید.

- یک هفته بعد: به مدت 5 دقیقه مطالب درسی را مرور کنید. برای مطالبی که به نظرتان سخت تر است بیشتر وقت بگذارید.

- و به همین ترتیب هر چند وقت یکبار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.

 

 

 

به خاطــــر داشتـــه باشیـــد:

کسانیکه مطلبی را 6 بار پیاپی می‌‌خوانند در مقایسه با کسانی که در 6 نوبت و هر بار 5 دقیقه. این کار را می‌‌کنند، درصد یادگیری کمتری دارند. چرا که در فواصل زمانی قدرت پردازش ذهن بالاتر می‌‌رود.

 

منبع : tps.blogfa.com

 

شخصيت شما: برونگرا يا درونگرا؟

 

 

شخصيت انسانهارا مي تـوان بـا معيارهـاي گـونـاگوني به دسته هاي مختلف تـقسيم بندي كرد. در اينـجا شخصيت انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با ديگران به دو دسته درونگرا و برونگرا تـقسيم بندي شده است. مـتوجه باشيد كـه هـر دوي ايـن دو نوع شخصيت كاملا طبيـعـي و نـرمـال مي بـاشـد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده و درونـگرايان به سوي جهان ذهني و غير عيني. شــما با آگـاهـي يـافـتـن از خـصـوصيات شخصيتي هر دو گروه قادر خواهيد بود با  شناساييشان رابطه بهـتـري بـا آنـهــا برقرار سازيد:

 

ويژگيهاي شخصيتي برونگرا

 

1- علاقه مند به وقايع پيرامون خود.

2- رو راست و معمولا پر حرف.

3- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.

4- اهل عمل و پيشقدمي در كارها.

5- بسهولت دوستان جديدي يافته و يا با يك گروه خود را وفق ميدهد.

6- افكار خود را بيان ميكند.

7- علاقه مند به افراد جديد.

8- بزرگترين وحشت وي آن است كه نكند پس از يك فاجعه هولناك آخرين بازمانده بشـر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم.) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده ميباشد.

9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي ميگيرند.

10- خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.

11- ريسك پذيرند، سريع تصميم مي گـيـرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران يكسان است، معاشرتي هستند.

12- پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود مي انديشند. علاقه مند به كار گروهي. نقل هر مجلس مي بـاشنـد. موسيقي با صداي بلند و فعاليتهاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.

13- رنگهاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين ميگردند تا خودشان. اطلاعات شخصي خود را بسادگي با ديگران قسمت مي كـنند. رويكرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهـنـد. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.

 

14- 57 الي 60 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

 

الــبته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد يك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پاييني داشته باشد.

 

ويژگيهاي شخصيتي درونگرا

 

1- علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. كـم حرف، ساكت و متفكر.

2- دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.

3- كارايي وي در تنهايي بيشتر است. بـزرگترين وحشت وي آن اسـت كـه در يـك جــمع شلوغ قرار گيريد. ترس از آنكه فرديت خود را از دست بدهد. از فـعالـيتهاي انفرادي انرژي ميگيرد.

4- در بيـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته مي كنـد. بـيشتـر از دسـت كـرده خـودشـان خشمگين ميگردند تا ديگران. معمولا كمرو هستند. دركشان مشكل است. اهـل ايــده و عقايد نو.

5- شـخصيتي مـتمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـي مي باشند. معمولا احساساتشان را بيان نميكنند. در جـمع نا آشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت مي بـاشنـد. تـمركزشان قوي است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي انديشند.

6- از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران ممانعت ميكند. مايل به رويكــرد آهسته اما دقيق مي بـاشد. بـا مشـاهـده درس مي آموزد (عـبــرت از ديگران) و پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز ميكند.

7- 25 الي 40 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

 

اين خصوصيات هيچ ارتباطي با كمرويي درونگرايان ندارد ممــكن است آنها خيلي هم با اعتماد بنفس باشند. %65 نوابغ را درونگرايان تشكيل ميدهند. 

 

افراد را از لـحاظ آنكه چگونه اطلاعات كسب ميــكنند به دو گروه حسگر و الهام گر ميتوان تقسيم كرد:

 

حس گرها

تــمركز بر دنـيـاي فـيــزيكي، با حواس پنجگانه خود زندگي مي كنـنـد، شـواهــد عيني و محسوس را مي بينند، علاقـــمند به آن چه كه هست، واقع بين، عملگرا، درك جزئيات، تنها بديهيات و مشهودات را ميبيند، در زمان حال زندگي ميكند، نياز به دانستن حقايق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه كار و سنتگرا، لذات فيزيكي را بيشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جاي جنگل درختان را مي بيند، معمولا بانكدار، پليس، ورزشكار، جراح و خلبانان جزو اين گروه ميباشند. علاقه مند به درك جزئيات.

 

الهام گرها

تمركز بر جهان معنوي و ذهني، از حس ششم، نداي درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده ميكنند، انتزاعي، علاقــمند به آنچه كه مي تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خيالباف، علاقه مند به درك مفاهيم و كليات، ماوراء امور را مي نـگرد، از قياس، استعاره و تشبيه استفاده مي كند، بيشتر در گذشته و آينده سير مي كـند، تئوريسين و متفكر، اصـيل و پيچيده، علاقمند بـه چيزهاي جديد و غير متعارف،شكاك. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فيلسوفان جزو اين گروه ميباشند. جاي درختان جنگل را ميبيند.

 

اكـنـون مـي تـوان افـراد را از لــحـاظ شـيوه تصـميـم گـيـريشان بـه دو گروه انـديشـه ورز و احساسي تقسيم بندي كرد:

 

انديشه ورزان

به واقعيت ارزش مي نهد، در تصميم گيري از منطق استفاده ميـكند، علاقمند به اهداف و ايده ها، متوجه استدلال غلط ديگران مي شود، پيروي از ذهن عقلگرا، صـادق در بيان افكارشان، نسبت به ديگران سختگير، رفتارشان با ديگران عدالت آميز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بي احساس ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل نمي گيرند، عينـي، منتقد، جو رسمي و مبتني بر منطق را ترجيح ميدهنـد، بــي احساس، ارزيابي ديگران برمبناي قوه دركشان ميباشد، مهندسان، دانشمندان و مديران جزو اين گروه ميباشند.

 

احساسي ها

ارزش نهادن به هارموني، در تصـمـيم گـيري خـود از احسـاسـات فـردي خـود اسـتـفـاده ميكنند، هنگامي كه ديگران احتياج به كمك و پشتيباني دارند متوجه آن مي گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتي خود زندگي ميكنند، معـمولا حقيقت را پنهان ميكند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نكنند، مهربان با ديگران، رحيم و بـخشـنــده نسبت به ديگران، به آنها برچسب احساساتي و ضعيف و سست ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل ميگيرنـد، ذهني، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجيح مي دهـنـد، نـازك نارنجي، ارزيابي ديـگران بر مبناي اخلاقيات، علاقمند به ديگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و كشيشها در اين گروه قرار دارند.

 

حال مـي توان افراد را از لحاظ آنكه زندگي خود را چگونه ميگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگي به دو گروه انتخابگر وسبكباران تقسيم بندي كرد:

 

انتخابگران

مصمم، سريع تصميم ميگيرند، زندگي را استوار و قابل كنترل مي كـنـنـد، پروژه ها را به سادگي به اتمام مي رسـانـد، سـازمـان يـافـته و منظم، جدي، قابل پيشبيني، از زمان بنديها و جداول زماني بعنوان راهنما سود مي برد، از امور غير مترقبـه بــيزار مي باشد، سخت كوش، تـمايـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـايـان بـرسـانـد، وظيـفـه شـنــاس و مسئوليت پذير است، ميتواند خيلي كوته فكر نيز باشد.

 

سبكباران

پيش از تصميم گيري ابتدا به شرايط خو گرفته و اطلاعات گرداوري مي كـنـد، زنـدگــي را انعطاف پذير و بدون تنش سپري مي كند، ترجيح ميدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمي رساند، در هم ريخته و بي نظم، بي خيال، هر كـاري پيـش بيايد انجام ميدهد، با فراغت خاطر كامل كارها را به انجام ميرساند، از اتـفاقات غافلگير كننده و غير منتظره لذت ميبرد، دمدمي مزاج است، پشت گوش انداز، بيش از حد روشنفكر اسـت، بي مسئوليت و وظيفه نشناس، غير قابل پيش بيني، از قـوانـيـن بـيزار و خواهان آزادي است.

 

ترجمه از سایت : www.Parents.com

 

باید ها و نبایدهای معلمی

  • با ظاهر آراسته ، لباس تمیز و مرتب و کفش مناسب در مدرسه حضور بیابید .
  • به موقع در کلاس درس حضور یافته و به موقع خارج شوید .
  • تدریس را با نام خدا شروع کنید .
  • دانش آموزان را برای آوردن دفتر حضور و غیاب نفرستید و قبل از رفتن به کلاس ملزومات خود را به همراه ببرید .
  • در کلاس درس به بازگو کردن خاطرات نپردازید مگر اینکه ارتباط مستقیمی با موضوع داشته باشد و به فهم بهتر مطالب درسی کمک کند .
  • به اصول بهداشتی توجه کنید و دانش آموزان را از اهمیت آن آگاه کنید .
  • به نظافت میزو صندلی و کلاس حساس باشید و در موارد لازم به شکل مناسب تذکر دهید .
  • در پوشش ، علم آموزی ، تواضع و فروتنی و اخلاق نیکو الگوی عملی دانش آموزان باشید .
  • با علاقه درس بدهید و عشق خود را به موضوع درسی که می دهید آشکار کنید .
  • همیشه با آمادگی قبلی اقدام به تدریس کنید .
  • در اسرع وقت نام دانش آموزان را به خاطر بسپارید و  حتی الامکان آنان را با نام کوچک صدا بزنید .
  • به شخصیت و افکار دانش آموزان احترام بگذارید .
  • با دانش آموزان روابط عاطفی برقرار کنید و به مثابه پناهگاهی برای آنان باشید .
  • با رقتار خود در دانش آموزان این احساس را به وجود آورید که در هر حال ، حتی زمانی که رفتارش صحیح نیست او را قبول دارید .
  • تمام تلاش شما این باشد که در دانش آموزان اعتماد به نفس ایجاد کنید .
  • در دانش آموزان کمرو  با تشویق و اظهار دلبستگی مداوم احساس تعلق خاطر به کلاس به وجود آورید .
  • به دلیل تاثیر منفی در علاقه و ذوق دانش آموز ، هرکز تکالیف درسی را وسیله تنبیه او قرار ندهید .
  • در همه مدارس مدرسه شرکت فعال داشته باشید .
  • وضع درسی ، اخلاقی و انضباطی دانش آموزان را به طور مستمر به مسئولان مدرسه گزارش کنید .
  • دروس را با دید اخلاقی و تربیتی تدریس کنید .
  • از تشویق بی جا و تنبیه غیربدنی بی جا پرهیز کنید .
  • توجه داشته باشید که تشویق یک دانش آموز سبب تحقیر دیگری نشود .
  • هرگز دانش آموزی را به دلیل درس نخواندن یا عدم انجام تکلیف یا نا آرامی از ادامه حضور در کلاس محروم نکنید .
  • از ابراز عقیده دانش آموزان ممانعت نکنید .
  • به پرسش های دانش آموزان پاسخ بگوئید و اگر موردی پیش آمد که ندانستید ، زمان بخواهید و سر فرصت پاسخ لازم را تهیه و ارائه دهید