آداب و رسوم ازدواج در مازندران
به نام خداوند بخشنده مهربان
«آداب و رسوم ازدواج در مازندران»
انتخاب همسر
در گذشته هاي دور به ندرت پسران حق انتخاب همسر آينده ي خود را داشتند و پدر و مادرها بودند كه در اين مورد تصميم مي گرفتند البته آنان ابتدا تصميم خود را در مورد دختر مورد نظر با پسرشان در ميان مي گذاشتند و پسر حتي اگر مخالف بود در بسياري از مواقع به خاطر حجب و حيا مخالفت خود را اظهار نمي داشت. اگر پدر و مادري به پسر پيشنهاد انتخاب همسر مي دادند(البته نه خودشان بلكه با فرستادن پيغام براي پسرشان) باز هم اتفاق مي افتاد كه پسر همه ي اختيارات و انتخاب همسر را به پدر و مادرش واگذار مي كرد. گاهي اتفاق مي افتاد كه پسري از سربازي مي آمد و مي ديد كه دختري را برايش نامزد كرده اند او هم با كمال ميل مي پذيرفت. گاهي هم پسران به خاطر اهميت موضوع ترجيح مي دادند كه بزرگترهايشان مسؤوليت اين امر خطير به عهده بگيرند.
كيجا اش يا دختر ديدن
پس از اينكه دختر مورد نظر انتخاب شد مادر پسر يا يكي از زنان اقوام كه تردست هم بود به بهانه اي به منزل دختر مي رفت و چند ساعتي آن جا مي ماند او حركات دختر را زير نظر مي گرفت و بعد برمي گشت در صورت قطعي شدن تصميم زني را به عنوان "رافع" و راه باز كن به نزد مادر دختر مي فرستادند. مادر دختر هم مي گفت:"اختيار دختر دست پدرش است چند روز مهلت بدهيد تا با پدر دختر در ميان بگذارم". بعد از چند روز رافع مراجعت مي كرد. اگر خانوده ي دختر مخالفت مي كردند مادر دختر اظهار مي داشت:"اين آب از اين جوي نمي رود". و يا مي گفت: "اين حرف را
همين جا بگذاريد زير فرش ". معني اش اين بود كه ما به شما دختر نمي دهيم . بزرگان قوم را به جان پدر دختر مي انداختند تا بالاخره جواب ((بله)) بگيرند و اگر مصر نبودند با اندكي دلتنگي و كدورت از خانواده دختر پي كار خود ميرفتند .
خازندي يا خواستگاري
بعد از انجام كارهاي اوليه و موافقت خانوادهي دختر از طرف خانوادهي پسر شبي براي خازندي تعيين مي گرديد و اين موضوع از قبل به اطلاع پدر دختر مي رسيد. در شب خواستگاري پدر پسر چند نفر ار بزرگان فاميل و يا ريش سفيدان محل را دعوت مي نمود. معمولا شام را دز خانه پسر مي خوردند و بعد از شام به اتفاق هم به منزل دختر مي رفتند. پدر دختر هم به همين نسبت از بزرگان فاميل دعوت به عمل مي آورد و در خانه منتظر مهمانان بود. بعد از ورود مهمانان و تعارفات معمول صرف چاي و ميوه بزرگترين فرد فاميل داماد ته طور رسمي مساله خواستگاري را مطرح مي نمود. معمولا جمله را بسيار خاضعانه ادا مي نمود و مي گفت: پسر فلاني را به فلامي خود قبول كنيد و يا آقاي فلاني (پدر داماد) از شما دس مره و يا قليون اوكر مي خواهد.
فاميل دختر براي گفتن بله به يكديگر تعارف مي كردند و بالاخره پدر دختر بله را مي گفت و همه ي حضار صلوات مي فرستادند و مادر دختر از همه با چاي شيرين پذيرايي مي
نمود.
نامزدي
اره سري يا قند شكني
يكي دو شب بعد از خواستگاري مراسم اره سري برگزار مي شد كه در نقاط مختلف مازندران متفاوت بود.
در بعضي نقاط اگر داماد سيد بود شال سبزي از طرف خانواده ي داماد پهن مي شد و يك انگشتري نقره هم روي آن قرار مي دادند. اگر داماد سيد نبود باز هم يك قواره پارچه از جنس شال غير سبز رنگ پهن مي نمودند .
در نقاطي هم يك قواره پارچه به عنوان نشانه در مجمه اي قرار مي دادند و به خانه عروس مي بردند. كله قند پاي تقريبا ثابت همه ي >> اره سري <<ها بود . در شب اره سري از طرف خانواده داماد يك نفر شيخ يا پا منبري خوان براي جاري كردن صيغه ي محرميت دعوت مي شد و پس از خواندن دعاي مخصوص با چكش كله قند را مي شكست. مادر عروس در سيني اي كه معمولا با يك بقچه ي زيبا تزيين شده بود يك قواره پارچه پيراهني و يا دستمال و جوراب مردانه مي گذاشت و به مجلس مي برد كه اين هديه سهم كسي بود كه كله قند را شكست. تكه هاي كله قند را به مادر عروس مي دادند تا عروس خانم آن را با خود به خانه بخت ببرد و با داماد نوش جان كند.
در مراسم "اره سري" معمولا مهريه و شيربها و مدت نامزدي و چند و چون مراسم شربت خوري و يا عقد كنان مطرح مي شد.
اگر خانواده عروس براي تهيه جهزيه پول و يا لوازم زندگي مطالبه مي كردند معمولا از اصل مهريه كم مي شد. مثلا قيد مي كردند از كل مهريه 500 تومان 200 تومان گرفته و 300 تومان نگرفته . البته اين مبلغ و اين رسم بر مي گردد به حدود صد سال پيش.
لوازم مورد مطالبه معمولا دو دسته بودند :
1) مجمعه با ظرف: شامل يك مجمعه ي مسي و 6 عدد بشقاب و 6 عدد كاسه و يك عدد ديس و يك دست قاشق. كاسه و بشقاب معمولا مسي و يا لعابي بودند.
2) سماور با ظرف: شامل سماور و قوري و سيني چاي و استكان و نعلبكي و قندان
عروس خانم يك متكا و يك جاجيم بافته ي خود را به آ ن اضافه مي نمود و در مجموع يك صندوق چوبي وسيله اي بود كه بار يك اسب مي شد و جهزيه عروس را تشكيل مي داد. در بعضي از نقاط رسم بر اين بود كه مادر يا خواهر بزرگ داماد انگشتري هم به دست عروس خانم مي زد. عروس و داماد تا روز عقد كنان در هيچ كدام از مراسم حضور نداشتند . در بعضي نقاط عروس و داماد تا روز عروسي چهره همديگر را نمي ديدند.
وظايف خانواده داماد در هنگام نامزدي
اگر در دوران نامزدي اعياد و يا روزهاي خاصي وجود داشت خانواده ي داماد وظايفي داشتند كه بايد به فراخور وضع مالب خود به آن عمل مي كردند.
مثلا قبل از عيد نوروز شير و بره و نان خانگي و حلوا و يك قواره پارچه براي عروس خانم مي فرستادند. شير و بره شامل سه من (9 كيلو) شير و يك بره بود كه بره را خانوادة عروس شب عيد مي كشتند و ته چين درست مي كردند.
مادر عروس هم يك سبد تخم مرغ رنگ شده براي خانواده داماد مي فرستاد. قبل از عيد قربان هم گوسفندي براي قرباني به خانه عروس فرستاده مي شد. براي شب تير ماه سيزه تمام سور و سات اين شب شامل پيسه گنده و پشت زيك و ميوه و نان خانگي و حلوا و دختر دونه بهمنزل عروس فرستاده مي شد. در روز عيد بيست شش مادر داماد به خار خون بازار رمي رفت و هدايايي براي عروس خود مي خريد و به منزل آنها مي برد.
از مشخصه هاي ديگر دوران نامزدي اين بود كه عروس و داماد كمتر يكديگر را ملاقات مي كردند. اگر ملاقاتي صورت مي گرفت پنهاني و دور از چشم بزرگترها بود به خاطر اينكه حجاب كردن در مقابل ديگران خصوصا بزرگتر ها حرمت نگه داشتن محسوب مي شد.
عروسي
مقدمات عروسي
هنگامي كه موعود عروسي نزديك مي شد خانواده ي داماد نزد پدر عروس مي رفتند تا با كسب اطلاع از آمادگي آن ها و موافقت شان در مورد چگونگي برگزاري مراسم ازدواج به گفت و گو بپردازند
خانواده ي عروس مخير بودند كه به هر دليل روز عروسي را عقب بيندازند. وقتي كه قرارانجام مراسم عروسي گذاشته شد پدر داماد بايد هزينه ي عروسي را تامين مي كرد و به فكر انجام اين مهم مي شد.
خرج بار
وسايلي بود كه از طرف خانواده داماد براي پذيرايي از مهمانان عروس به خانه آنان فرستاده مي شد. خرج بار شامل برنج و گوسفند و كره و زعفران و كشمش و نمك و زرد چوبه و فلفل تا برف و صابون و حنا براي شب حنا بندان مي شد.
اوستي برش
به همراه خرج بار يك يا چند قواره پارچه براي عروس برده مي شد. يكي از زن هاي فاميل عروس يا داماد با قيچي برشي به پارچه مي زد و بقيه به عنوان رو نما پولي هديه مي كردند كه به عروس مي رسيد.
بار سري خاله
به همراه وسايلي كه از طرف داماد به خانه عروس مي فرستادند زني معتمد به منزل عروس مي رفت و در همان جا مي ماند و در روز عروسي همراه عروس بر مي گشت.
خمير او دينگوئن
در بعضي از نقاط مازندران ، رسم بر اين بود كه چند روز قبل از عروسي ،مادر عروس روزي را به خمير درست كردن و نان پختن براي عروس اختصاص مي داد . همسايه ها و اقوام به آن جا رفته ،پولي به عنوان هديه به عروس مي دادند.
مجمه وري
در بسياري از نقاط مازندران به خصوص در روستاها مراسم مجمه وري مرسوم است.
يك روز قبل از عروسي ،اقوام دور و نزديك و همسايه هاي داماد طبق قرار قبلي و ساعتي معين سيني بزرگي كه محتويات آن به قرار زير است را بر سر مي گذارند و پشت سر هم از هر كوچه و برزني به طرف خانه دامادبه راه مي افتند و چشم اندازي زيبا به وجود مي آورند . محتويات مجمعه عبارت است از كله قند، يك بسته چاي ، يك جعبه شيريني ،3 تا 4 كيلو ميوه ،يك جعبه دستمال كاغذي و يك پاكت كه داخل آن امروزه حدود پنج هزار تومان پول به عنوان هديه مي گذارند . كساني كه مجمعه آوردند بعد از صرف چاي و شيريني و حلوا به خانه خود باز مي گردند .
اين مراسم در روستا هايي كه از قديم مرسوم بوده ،امروزه پر رونق تر از پيش بر گزار مي گردد.
چتر سري
زماني بود كه آرايشگر در منزل عروس حضو پيدا مي كرد، اولين كاري كه مي كرد اين بود كه در جمع فاميل هاي نزديك ،موهاي جلوي ير عروس را با قيچي كوتاه مي كرد. حاضرين پولي داخل پيش بند عروس مي گذاشتند كه به آن چتر سري مي گفتند. چتر سري به عروس و يا آرايشگر مي رسيد ،بعضي مواقع هم بين آن دو تقسيم مي شد.
درزي ولاج(خياط عروسي)
ولاج(ويلاج) به معناي عروسي مي باشد.در خانه ي داماد سه تا هفت روز عروسي بودهو در تمام اين مدت بساط خياط پهن بود. در اين مدت علاوه بر دوختن لباس عروس و داماد ،لباس هاي بقيه ي اقوام هم دوخته مي شد. موقع برش كردن لباس عروس و داماد ، خياط خطاب به اطرافيان مي گفت كه: قيچي نمي برد، و اين جمله به معناي درخواست پول به عنوان هديه بود كه به آن مقراض تكي مي گفتند. خياط در آخرين روز عروسي چرخش را جمع مي كرد.
لباس داماد و عروس
لباس داماد عبارت بود از كت و شلوار و جليقه و پيراهن سفيد كه همه را خياط (درزي) در خانه داماد مي دوخت. علاوه بر اين، داماد كلاهي نمدي به نام شب كلا بر سرش مي گذاشت.
لباس عروس شامل يك كت مخمل يا ترمه ،يك پيراهن حرير رنگارنگ ، يك روسري بزرگ گلدار به نام گل شفتالو ، يك چادر سفيد و يك كله پوش بود. روي چادر سفيد را با پول و سكه هاي مخصوص تزئين مي كردند. كله پوش كه شبيه روسري بود را از پارچه عالي و گران قيمت تهيه مي كردند و روي چادر بر سر عروس مي گذاشتند. كله پوش سر و صورت را تا حدود كمر مي پوشاند.
وسايلي كه از طرف خانواده ي عروس براي داماد فرستاده مي شد.
يك يا دو روز قبل از عروسي ،از طرف خانواده ي عروس بقچه يا چمداني براي داماد برده مي شد كه در آن وسايل استحمام داماد ،پيش بند سفيد اصلاح و لوازم سلماني به اضافه ي كمربند، جوراب و كيف پول بسته به وضع مالي خانواده عروس به عنوان تبرك اسكناس مي گذاشتند.
حنابندان
حنابندان هم در مازندران سابقه ي ديريني دارد و همانند امروزه در شب عروسي برگزار مي شد، اما به شكلي ساده. عروس در جمع دوستان جوان خود وداماد هم در منزل خود و در بين جوانان محل جشن حنا بندان را بر پا مي كرد. در اين مراسم بر كف دست داماد حنا مي گذاشتند و پسران دم بخت با انگشت از كف دست او حنا بر مي داشتند و معتقد بودند كه با اين كار بخت شان زودتر باز مي شود.
همين مراسم در خانه ي عروس هم اجرا مي شد و تا پاسي از شب گذشته به جشن و پايكوبي مي پرداختند.
عروس حمام و داماد حمام
در صبح روز عروسي ،داماد و دوستانش با جشن و پايكوبي از خانه داماد به طرف حمام به راه مي افتادند. يكي دو نفر از دوستان نزديك داماد همراه وي وارد گرمابه مي شدند و بقيه جلوي حمام به جشن و شادي و رقص و آواز ادامه مي دادند. بعد از استحمام داماد ، برايش گلپر دود مي كردند و بر سرش نقل و پول خرد مي ريختند و او را به خانه بر مي گرداندند .
همين كار براي عروس هم اجرا مي شد. زنان و دختران همراه عروس به حمام مي رفتند و در آن جا آن قدر پايكوبي مي كردند تا عروس از همام خارج شود ،سپس او را با سلام و صلوات به منزل مي آوردند.
هديه روز عروسي
در آخرين روز عروسي يعني روزي كه عروس را به خانه داماد ميبرند ، در خانه داماد مهماني مفصلي داده مي شد و مهمانان پس از صرف نهار و چاي و ميوه تقاضاي مجمع مي كردند . اول ريش سفيدان و بعد بترتيب بقيه حاضرين پولي را به عنوان هديه در آن مجمع مي گذاشتناد كه در واقع زير بناي اقتصادي خانواده را محكم مي كرد . به فردي كه اول هديه مي كرد و به مقدار پول او (( سر هديه )) مي گفتند .
ديوار پيچ
در خانه داماد اتاقي را به عروس و داماد اختصاص ميدادند . قبل از آمدن عروس ، ديوار اتاق را با پارچه گلدار (( كودري)) تزئين ميكردند ، كه به آن ديوار پيچ ميگفتند و عروس بعدا با آن براي خود لباس مي دوخت .
مراسم اصلاح داماد
بعد از نهار و جمع كردن پول (هديه)نوبت به اصلاح صورت و موي سر داماد ميرسيد . در وسط حياط خانه داماد جشن و پايك.بي براه بود و يكنفر بعنوان آرايشگر داماد دست بكار ميشد و سر و صورت داماد را اصلاح ميكرد . اعضاي خانواده داماد و همه حاضرين پولي بعنوان چشم روشني در پيشبند داماد ميگذاشتند كه معمولا آن پول بين داماد و آرايشگر تقسيم ميشد . بعد در همان حياط لباس دامادي بر تن داماد مي كردند و جشن ميگرفتند .
بركت بني
مادر عروس بهمراه عروس يك ظرف مسي بزرگ برنج مي فرستاد كه عروس خانم بايد هنگام ورود به خانه داماد لگدي به آن بزند و آن را داخل خانه بريزد . يك نفر برنج را جمع كرده ، به عنوان صدقه به نيازمندي ميدهند . معتقدند كه اين كار بركت خانه را زياد ميكند .
طريقه بردن عروس به خانه داماد
براي بردن عروس داماد بخاه آنها نميآمد در روز عروسي بعد از صرف نهار عروس را لباس پوشانده چادر و كله پوش بر سرش ميگذاشتند پدر و مادر عروس او را سوار اسب مينمودند برادر عروس و يا يكي از محارم افسار اسب را در دست مي گرفت كه به آن فرد جلودار ميگفتند . يك نفر هم بعنوان همراه در كنار اسب عروس حركت ميكرد و بقيه فاميل پشت سر انها حركت ميكردند و با هلهله و شادي بطرف خانه داماد ميرفتند در نيمه راه به يك منطقه سرسبز يا دشت وسيع كه ميرسيدند داماد و چند تن از دوستانش سوار بر اسب از راه ميرسيدند و داماد جلوي عروس خانم مانوري ميداد و يك مشت نقل و نبات بر سر عروس ميريخت و يا شيش ميزد .
رونماي داماد به عروس
بعد از ورود عروس خانم به منزل قبل از آنكه داماد كله پوش را از روي عروس بردارد بايد پولي را بعنوان رو نماي بعروس خانم ميداد تا صورتش را به او نشان دهد عروس آنقدر سر پا مي ايستاد تا مادر شوهر براي نشاندن او بيايد و معمولا مادر شوهر به عروس خانم ميگفت (( پسر مار بوي )) . عروس بايد صبح زود فرداي عروسي از خواب برميخواست و صبحانه آماده ميكرد و پاي سماور مينشست و از خانواده داماد و ميهمانها پذيريئي ميكرد آنان هم پولي بعنوان هديه به عروس خانم ميدادند .
خلعت عروس
خلعت هدايائي است كه مادر عروس براي اقوام نزديك داماد تهيه ميكند و در چمداني قرار داده و همراه عروس به خانه داماد ميفرستد .
به سلام رفتن عروس و داماد
سه روز پس از عروسي عروس و داماد به خانه پدر عروس رفته و عرض ادب ميكردند و رو نما ميگرفتند كه پول يا كادو بود و بعد به خانه اقوام نزديك عروس و داماد ميرفتند و همه پول يا انگشتر يا كادو ميدادند .
دس كله رفتن عروس
بعد از اتمام مراسم سلام عروس خانم وارد مرحله جدي زندگي خود ميشود و بايد تدارك شام مفصلي را ببيند و از نزديكان خود و داماد پذيرائي بعمل آورد در واقع بايد هنر آشپزي خود را بنمايش بگذارد . اگر آشپزي او خوب بود مادرش راضي و خوشحال مي شود وگر نه موجب سرشكستگي و شرمندگي اش ميشود .
غافلگير نمودن عروس در شب دس كله
در زمان قديم سند رسمي ازدواج مدتي بعد از ازدواج در دفاتر ثبتي نوشته ميشد و داماد از فرصت استفاده ميكرد و جهت كم كردن مهريه از عروس امتياز ميگرفت زمانيكه برنج بر روي آتش در حال جوشيدن بود داماد كفگير را از ذست همسرش ميگرفت و ميگفت اگر فلان قدر مهريه ات را كم نكني نميگزارم برنج را آبكش كني آنوقت پلو شل ميشود و آبرويت جلوي مهمانها ميرود و يا داماد و يا مادرش كاتي را ميكشيدند و عروس را پشت بام گير مي انداختند و مي خواستند تا مهريه اش را كم كند تا كاتي را سر جايش بگذارند تا پائين بيايد در آن وقت عروس يا مجبور به قبول كردن ميشد و يا قبول نميكرد و با وساطت ديگران بنفع عروس قضيه خاتمه پيدا ميكرد .
منابع :
اين مقاله به صورت مصاحبه شفاهي از ريش سفيدان و مطلعين آداب و رسوم محلي مازندران جمع آوري و ويرايش گرديده است .
گروه آموزشي علوم اجتماعي شهرستان بهشهر
موسيقي در اسلام
موسيقي در اسلام
تعریف موسیقی:
موسیقی عبارت از اصوات و آهنگهایی است كه انسان را در عالمی كه برای وی قابل توصیف نیست سیر میدهد، و چنان بر اعصاب آدمی مسلط میشود كه گاهی میگریاند و گاهی میخنداند، گاهی اعضا و جوارح انسان را بدون اختیار به حركت در میآورد و زمانی تهییج عشق و شهوت میكند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب، عقل، فكر و روانش فرمانروایی و حكومت میكند.[1]
انواع موسیقی:
موسیقی بر دو نوع است، 1. طبیعی؛ 2. غیر طبیعی (مصنوعی).
موسیقی طبیعی: صدای دلنواز ریزش آبشارها، آوای روح پرور بلبل، نعمهی مسرت بخش جویبارها، صدای فرح بخش شاخههای درختان به هنگام وزش باد، و ... ،این اصوات و آهنگها نه تنها دور از صدمه و آسیب و زیان است، بلكه نیروی تفكر و تعقل را زیاد میكند.
موسیقی مصنوعی: آهنگهای مصنوعی است كه دست بشر آن را به وجود میآورد كه این نوع موسیقی خود انواع مختلفی دارد. پارهای از این موسیقیها احساسات متعالی و معنوی را در شنونده بر میانگیزد و او را به یاد خدا و بهشت میاندازد و دلبستگی به دنیا را در وجود او كاهش میدهد. در یك كلام زمینهساز تجربهی دینی است كه غایتالقصوای عارفان است (موسیقی متعالی) و پارهای دیگر صرفاً به منظور تحریك شهوت و برانگیختن گرایشهای مادی و حیوانی تولید و مصرف میشود. این نوع موسیقی مستلزم فساد اخلاقی و رواج بیدینی و لاقیدی و دنیا- گرایی و خودفراموشی و گسترش فحشا و گرایش به منكرات و زیر پانهادن ضوابط دینی و اخلاقی است.
با مطالعهی تاریخ موسیقی و غنا از زمان جاهلیت و ظهور اسلام، به این نتیجه میرسیم كه با توجه به موقعیتهای مختلف، موسیقی و غنا هم دستخوش تحولات عظیمی شده است. به طوری كه در روزگاری بزم مجالس و محافل شده و در روزگاری با افت كاملی مواجه میشود. رونق و رواج نسبی آن در جاهلیت و از رونق افتادن آن در ظهور اسلام و زمان حیات پیامبر ـ صلّیالله علیه و آله ـ و خلفای راشدین حكایت از بیاهمیت بودن این كار در نزد اسلام و شارع مقدس و خلفای صدر اسلام دارد.[2] با ظهور حكومت به ظاهر اسلامی امویان و با سركار آمدن خلفای عیاش و هوس باز دوباره بازار موسیقی آن هم به صورت مطرب كه برازندهی مجالس عیش و نوش بود، رواج پیدا كرد و این وضع تا ظهور حكومت صفوی به صورت آشكار و پررونق ادامه داشت و اكثر اعراب وابسته به دستگاه اموی و عباسی چه متحجر و غیر متحجر شاهد نوازندگان و مجالس عیش و نوش بودند و هیچ عكسالعملی منفی نشان نمیدادند. با به روی كار آمدن دولت صفوی دوباره بندوبساط موسیقی درباری و مطرب به فراموشی سپرده شد؛ و این نه به آن معنی كه موسیقی مطلقا حرام شد، بلكه به علت توجه دولتمردان صفوی و علما و دانشمندان به مسایل ناب اسلامی و مذهبی بود كه خودبهخود موسیقی در این مقطع به دست فراموشی نسبی سپرده شد كه این وضع هم خیلی دوام نیاورد و در دورههای بعد دولت صفوی رواج پیدا كرد. پس از زمان امویان كه اسلام و منصب خلافت از مسیر اصلی و واقعی خود منحرف شد تا این زمان هیچ عرب متحجری فتوا به حرمت مطلق موسیقی نداده، بلكه آنها در صدد رواج آن بودند.[3]
حال باید از نویسندهی مقاله پرسید كه منظور شما از اعراب متحجر چه كسانی هستند؟ چون از زمان ظهور اسلام به جز شارع مقدس و ائمهی اطهار ـ علیهمالسّلام ـ هیچ كس دیگری موسیقی را محدود و در بعضی جاها (مطرب) حرام، ندانسته است. و آیا اسلام غیر از قرآن و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهمالسلام ـ میباشد؟؟
نظر اسلام در مورد موسیقی:
آنچه از موسیقی در شرع مقدس اسلام حرام گردیده است، قسمتی از نوع دوّم موسیقی (هنری مطرب) است كه حرمت این نوع موسیقی نه ساختهی فكر متحجران عرب، بلكه طبق آیات قرآن و سنّت پیامبراكرم ـ صلّیالله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهمالسّلام ـ میباشد كه به بعضی از آن-ها در اینجا اشاره میشود. از آیات فراوان و روایات عدیدهای استفاده میشود موسیقیاي كه در شرع حرام است موسیقی لهوی است (یعنی آهنگهای متناسب با مجالس اهل گناه و فساد است). آیاتی مثل «و اجتنبوا قول الزُور»[4]
«و من الناس من یشتری لهو الحدیث ... »[5]
دلالت بر این امر دارند، چون طبق نظر و اجماع علمای شیعه و سنی، منظور از لهو الحدیث در این آیه «غنا» میباشد.[6]
روایاتی بسیار فراوان از شارع مقدس در این زمینه وارد شده است كه بیانگر حرمت موسیقی مبتذل و مطرب میباشد. رسولخدا ـ صلّیالله علیه و آله ـ در این مورد میفرمایند:
«استماع صوتِ الملاهی معصیهُ و الجلوسُ علیها فسقٌ و التلذذ بها من الكفر».[7]
«گوش فرادادن به صدای لهوی گناه است و نشستن در مجلس آن، فسق و لذت بردن از آن، كفر میباشد».
بعد از رحلت پیامبر بزرگوار اسلام سیرهی خلفاء نیز بر همین حكم استوار بود، به طوری كه در زمان ابوبكر، غنا به عنوان یكی از «ملاهی» اكیداً ممنوع بود،[8] و عمر هم از این لحاظ با ابوبكر فرق چندانی نداشت و همواره موسیقیدانان و خوانندگان را مورد عتاب قرار می داد.[9]
در اعصار بعدی نیز سیرهی ائمه ـ علیهمالسّلام ـ بر حرمت موسیقی لهوی استوار بود. و همهی ائمه بدون استثناء مسلمانان را از این كار منع و نهی میكردند. امام باقر ـ علیهالسّلام ـ فرمودهاند:
«غنا گناهی است كه خداوند به سبب آن وعدهی آتش داده است».[10]
از همهی این مطالب استفاده میشود كه اولاً اسلام همهی موسیقیها را حرام نكرده، بلكه موسیقیاي كه لغوی و لهوی و مناسب مجالس گناه باشد حرام كرده و این حرمت از سوی اسلام و رهبران و امامان میباشد نه متحجران عرب.
علاوه بر همه این مطالب دانشمندان غربی ـ نه متحجران عربی ـ خود معترفاند كه موسیقی انسان را از واقعیتهای زندگی جدا میكند و انسان را در سراشیبی حقیقی قرار میدهد. آرتور شوپن هاور آلمانی میگوید: عیبی كه موسیقی دارد این است كه ما را به طور كامل از واقعیات بركنار میكند. ویلیام جیمز در مورد مضرات موسیقی مبتذل میگوید: ممكن است خدا از گناهان ما بگذرد، ولی ضعف اعصاب دست از سر ما بر نمیدارد.[11]
مراجع بزرگ تقلید نیز در این عصر، موسیقی مبتذل و مطرب را حرام میدانند، نه مطلق موسیقی را؛ كه در اینجا به قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در این خصوص اشاره میشود. ایشان میفرمایند: «موسیقی اگر انسان را به ابتذال و بیحالی و واخوردگی از واقعیتهای زندگی بكشاند، حرام است. موسیقی اگر انسان را به گناه و شهوترانی تشویق كند، این موسیقی حرام است. بنابراین مرز موسیقی حرام و حلال عبارت از ایرانیبودن، سنتیبودن، قدیمیبودن، كلاسیكبودن، غربی یا شرقیبودن نیست. مرز آن چیزی است كه من گفتم (ابتذال)».[12]
آری مكتب متعالی، معقول و انسانساز اسلام كه رهبران آن به تمام سطوح شخصیت انسانها آگاهترند، با ممنوعیت موسیقی مبتذل در حقیقت بزرگترین حمایت را از درون آدمیان به عهده گرفته است.
منابع:
________________________________________
[1] . ر.ك: سید مرتضی علمالهدی، ساز و آواز، پیام اسلام(ص)، قم، ص 5.
[2] . جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرهالنبوی، انتشارات دارالهادی، بیروت، ج 4، ص 119.
[3] . حسن مشحون، تاریخ موسیقی ایران، نشر سیمرغ، ج 1، ص 77.
[4] . حج، 30.
[5] . لقمان، 6.
[6] . ابن عبدربه اندلسی، عقدالفرید، دار احیاءالتراثالعربی، بیروت، ج 6، قرطبی، تفسیر سورهی لقمان، آیهی 6.
[7] . به نقل از مجالسالادب و الغنا، محمد عرفهالمغربی، فصل موسیقی بعد از اسلام.
[8] . غلامرضا جوادی، تاریخ موسیقی ایران، انتشارات هنری تهران، ج 1، ص 133.
[9] . عقدالفرید، همان، ج 6، ص 11.
[10] . علامه امینی، الغدیر، ج 8، ص 72 تا 74.
[11] . حسین میرزایی، مبانی فقهی و روانی موسیقی، ص 19.
[12]. برگرفته از كتاب « دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان»، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، چ 1، 1378.
كنش اجتماعي
كنش اجتماعي (Social Action)
كنش اجتماعي دلالت بر هرگونه فعاليتي ميكند كه در نتيجه گرايشهاي فكري سازمان مييابد و رو به سوي هدفي دارد. فعاليتي از سوي يك يا چند شركت كنندهاي كه موضوع و مفعول براي خودشان به شمار ميروند. از اين رو كنش اجتماعي سادهترين عنصر زندگي مشترك انساني است و سلسله حركات بارزي است كه يك انسان براي حصول هدفي نسبت به انسان ديگر صورت ميدهد.
در جامعهشناسی دو تعريف معروف از كنش از «ماكس وبر» و «اميل دوركيم» نقل ميشود. از ديدگاه ماكس وبر، كنش در صورتي اجتماعي است كه فرد يا افرادي كه رفتار ميكنند براي آن معناي ذهني قائل هستند و رفتار ديگران را مد نظر قرار ميدهند و در جريان خود از آن متأثر ميشوند. در تعريف و بر، سه معيار نهفته است: اول آنكه اشخاص در كنش بايد رفتار ديگران و حضور يا وجود آنها را در نظر داشته باشند. دوم آنكه كنش بايد داراي ارزش نشانهاي (نمادين) دين براي ديگران و كنش ديگران هم ارزش نمادين(سمبليك) براي خود فرد داشته باشد تا منظور يكديگر را بفهمند. معيار سوم در تعريف وبر آن است كه رفتار افراد در يك كنش اجتماعي تحت تأثير ادراك آنها از معناي كنش ديگران و كنش خودشان قرار دارد. تعريف دوركيم از تعريف وبر متفاوت است و بيشتر جنبه عيني دارد. از نظر دوركيم كنش اجتماعي شامل چگونگي عمل، تفكر و احساس است كه خارج از فرد ميباشند و داراي خوه اجبار و الزام هستند كه به بركت آن خود را بر فرد تحميل ميكنند. دوركيم دو معيار عيني براي كنش اجتماعي مطرح ميكند:
1- بيروني بودن حالات محل فكر و احساس در رابطه با اشخاص؛
2- جبر و فشاري كه اشخاص تحمل ميكنند.
بخشهای مختلف کنش اجتماعی
بطور كلي كنش اجتماعي شامل سه بخش است:
أ) پيش بينيهاي نگرشي به شكل برنامههاي عملي؛ كه در دستورهاي كار و برنامهريزيهاي از اين قبيل وارد ميشوند؛
ب) فعاليتهاي سازمان يافته و هدايت شده كه بر اثر هنجارهاي اجتماعي مستقر ميشوند و از طريق توقعات افراد معتبر ديگر (گروههاي مرجع) به اجرا در ميآيند و با ارتباط مستمر، شناسانيدن خود و ارزيابي خود همراه است؛
ت) دستيابي نمادين به هدف؛ كه ممكن است ربطي به ارضاي نيازهاي حياتي نداشته، بيشتر به هرگونه تغيير در موضوعات اجتماعي مرتبط باشد.
در جامعهشناسی دو دسته نظريات فردگرايانه و كلاننگر در مورد كنش اجتماعي وجود دارد كه در دستۀ اول كساني چون ميد و فارس هستند. ميد معتقد است: كنش اجتماعي عبارت است از انگيزش؛ كه فرايند زندگي را از طريق گزينش برخي اقسام محركهاي مورد نياز، حفظ ميكند؛ لذا ارگانسيم(سازواره) محيط خود را ميآفريند. فارس نيز چهار دسته "كنشهاي بيواسطه"، "تأخير يافته"، "عقيم مانده" و "گذشتهنگر" را طبقهبندي ميكند. او كنش گذشتهنگر را كنشي ميداند كه غايت آن توجه به كنشی ديگر است. در مقابل، نظريات كلاننگري همچون نظريه بروك و گافمن هستند. بروك بر آگاهي يا نيت به صورت جزء ضروري كنش تأكيد ميكند. گافمن مفهوم كنش را به كار نميبرد و از برخي اصطلاحات القاي تئاتر مانند اجرا، صحنه، دكور، تماشاچيان، تيم و... استفاده ميكند.
گزارش او از اجراهاي گروهي براي توصيف كنش اجتماعي است. مثلاً تعبير او از روي صحنه، ادراك معاني كنش در ارتباط متقابل افراد با يكديگر است.
منابع
1. روشه، گي؛ كنش اجتماعي، هما زنجانيزاده، مشهد، انتشارات دانشگاه فردوسي، چاپ دوم 1370، ص 21 تا ص 26.
2. گولد، جوليوس و كولب، ويليام ل؛ فرهنگ علوم اجتماعي، مصطفي از كيا و ديگران، تهران، مازيار، چاپ اول 1376، ص 709.
3. بيرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه دكتر باقر ساروخاني، تهران، كيهان، چاپ اول 1367، ص 338 و ص 339.
4. شايانمهر، عليرضا؛ دائرةالمعارف تطبيقي علوم اجتماعي (كتاب اول)، تهران، كيهان، چاپ اول 1377، ص 443.
5. ساروخاني، باقر؛ دائرةالمعارف علوم اجتماعي، تهران، كيهان، چاپ اول 1370، ص 683.
شکاف بین نسلی
در ادبیات اجتماعی و تاریخی مربوط به ایران ،از جامعه ی ایران به عنوان جامعه ای که در گذار تاریخی خود مواجه با حوادث و مشکلات اجتماعی ،سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی است تعبیر شده است .کودتا ،انقلاب ،شورش ،جنبش های اجتماعی ،اعتصاب ،مهاجرت داخلی و خارجی ،بحران های اجتماعی ،تعارض در حوزۀ قدرت و تحولات فرهنگی هر کدام در مراحلی از تاریخ تحولات ایران ثبت شده است.
اما آنچه مبین طرح و اهمیت مباحث نسلی در ایران شود همانطور که پیش از این اشاره شد قرارگرفتن ایران در مرحله گذار تاریخی اجتماعی خود است.جامعه ای که در مرحله ی گذار قرار می گیرند استعداد و آمادگی بیشتری برای تولید شکاف های اجتماعی از جمله تفاوت و شکاف نسلی دارد.
اگر بخواهیم بطور بنیادی به طرح مسئله بپردازیم ابتدا باید یه این مسئله بپردازیم که اصولاً معنای شکاف نسلی چیست و علت آن چیست؟
ارزش چیست؟
ارزش عبارتست از اعتقاد کلی فرد درباره رفتارهای مطلوب و نامطلوب ،اهداف یا حالتهای غایی .ارزشها در مرکز خودمفهومی قرار دارند و بر تفکر وعمل به طریق مختلف تاثیر می گذارند .ارزشها ، استاندارها و معیارهایی برای ارزیابی اعمال و پیامدها ،قضائت کردن دربارۀ ایده ها و اعمال ،طرح ریزی و هدایت اعمال ،تصمیم گیری بین شقوق ،مقایسه کردن خود با دیگران و مدیریت کردن بر تعاملات اجتماعی فراهم می نماید
Cileli et al ,1998) ).
ارزشها ادارک غالب از رفتارهای ایده آلی در موقیعتهای خاص را تعریف می نماید ،آنها لزوماً در رفتارهای واقعی انعکاس نمی یابند.
به طور کلی می توان گفت : ارزشها ،معیارها ،استانداردها و عنصر مرکزی در جهت دهی به رفتار افراد در جامعه هستند .
ویزگیهای ارزشها : ارزشها نیز به سان سایر پدیده های فرهنگی دارای ویزگیهای معینی هستند که هم به وسیله آنها توصیف و شناخته شده و در عین حال موجودیت پیدا می کند.ارزشها در میان مردم مشترکند و شمار کثیری از افراد درباره اهمیت آنان به توافق رسیده اند و به قضاوت شخصی بستگی ندارد .هر چیزی که مردم صرفاً برای خود بخواهند ارزش نیست . ارزشها خصوصیات فردی نیستند ، بلکه مشخصه های اجتماعی در افراد هستند که در دنیای از معنا سهیم اند.
نظام ارزشها: یعنی واحد هایی که بطور خاص با هم ترتیب یافته اند و ارتباطی نظامند با هم دارند تا هدف خاصی را ایفا کنند یا به کارکرد ویژه ای بپردازند .
عبالطیف خلیفه کارکرد ارزشها را در چهار دسته بیان می کند :
1)کارکرد انگیزشی :
از کارکرد مستقیم ارزشها و همسانی ارزشها ،جهت دهی کارهای بشری به موقیعتهای است که در مسیر زندگی ،در معرض آن قرار می گیرند . کارکردهای دازمدت دیگری هم دارد که در بیان نیازهای اساسی افراد ظاهر می شود .ارزشها ،پایه و اصل انگیزش قوی ای هستند ،همچنان که اصول و پایه های شناختی ،عاطفی و رفتاری نیز دارند .
2) کارکرد توافق ارزشها :
رشد نظام ارزشهای فرد ،به تحقق روانی اجتماعی وی منجر می شود . هر دوره سنی نظامی از ارزشهای مخصوص به خود دارد که از دیگر دوره ها ،بنا به ویزگیهای شناختی ،عاطفی و رفتاری آن متمایز است. این نظام در حالت توازن خود ،به تحقق فرد به قوانین و معیارهای اجتماعی و اخلاقی رایج در جامعه منجر می شود .
3)کارکرد دفاع از خود : ارزشها فرد را در کار توجیه پذیر کردن خاصی برای تامین زندگی خود ،یاری می نمایند.
4) کارکرد معرفت یا تحقق من:کارنز ،این کارکرد را به معنای پژوهش از معنا و نیاز به فهم و میل به عمل برتر و تنظیم ممکن به قصد وضوح و توازن ،تعریف می کند.
ارزشها آرمانهای انتزاعی هستند ،حال آنکه هنجارها اصول وقواعد معینی هستند که از مردم انتظار می رود آنها را رعایت کنند .هنجارها نشاندهنده باید ونبایدها در زندگی اجتماعی هستند(گیدنز،1376،36؛اعرابی 1372،5؛رابرتسون ،1374؛64).
اما هنجارها از طرف عموم پذیرفته شده اند ،ضمانت اجرایی یا ممنوعیتهایی برای رفتار ،اعتقادات یا احساسات دیگران در نظر گرفته شده اند . ارزشها را یک نفر می تواند حمل کند ؛ اما هنجارها این گونه نیستند.هنجارها همیشه ضمانت اجرایی دارند؛ اما نه ارزشها (morris1956 ).
مفهوم نسل :
یک نسل به افرادی که در یک دورۀ تاریخی یکسان متولد شده اند ، اشاره دارد؛کسانی که در یک فضای اجتماعی –تاریخی یکسان زندگی می کنند و از تجربیات جوانی مشابهی در سالهای شکل گیری شان آگاهی دارند . این مفهوم سازی به این نکته اشاره دارد که اعضای نسل به لحاظ ذهنی با نسلشان هویت می یابند و از طریق بیوگرافی مشترک مرتبط می شوند ؛حس اساسی ای از سرنوشت مشترک دارند و از نسلهای دیگر متفاوت می شوند .
عوامل نسلی:
مجموعه عوامل مرتبط با سن اغلب مشترکاً به عنوان عوامل نسلی مورد توجه قرار می گیرند.
در بررسی شکافهای بین نسلی عوامل نسلی در مقابل چرخه زنندگی یا دورۀ زندگی قرار می گیرند . چنانچه تفاوتهای ارزشی نسلها را به عامل جایگاه سنی هر نسل ربط بدهیم ، در واقع عامل چرخه زندگی ای را بررسی می نماییم که تقریباً تعیین تاثیر آن بر شکاف بین نسلهها غیر ممکن است.
ماهیت شکاف بین نسلی :
بحث تفاوت در نظام ارزشها که منجر به شکاف بین نسلی بین والدین و فرزندان می گردد ، دیدگاههای گوناگون را به خود اختصاص داده است .
1) کسانی که معتقد به شکاف بین نسلی عمیق هستند .
2)کسانی که وجود شکاف عمیق نسلی را یک توهم و خیال می دانند که به غلط وسایل ارتباط جمعی به مردم تحمیل کرده اند.
3) کسانی که معتقد به پیوستگی و تفاضل گزینشی بین نسلها هستند.
در تحقیقی که دکتر تقی آزادار مکی (رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ) انجام داده است به این نتیجه دست یافته است که در جامعه ایرانی ، مسئله ای به نام شکاف فرهنگی وجود دارد تا شکاف نسلی و این برمی گردد به خمیر مایه، مطلبی تحت عنوان مدرنیتۀ ایرانی . یعنی جامعۀ ایران کلیتش تلاش می کند برای دستیابی چیزی به نام مدرنیته و این گونه نیست که نسل قدیم نخواهد مدرن شود و برعکس نسل جدید مطلقاً برای مدرن شدن گام برمی دارند
در طرح پژوهشی که مرکز و امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ارائه داده است با اعلام اینکه خانواده هستۀ اصلی تعاملات اجتماعی و نخستین منبع تفاهم و انطباق پذیری روانی است .می افزاید :منشای اصلی و بنیادی تفاهم و روابط اجتماعی ،ریشه در تعاملات و ارتباطاتی دارد که سرچشمه آنها خانواده است و از سوی دیگر یکی از زمینه های مهم علت یابی ،پیش بینی و پیش آگهی روند تغییر اجتماعی در موضوع رابطه و فاصله نسل ها در ساختار خانواده خواهد بود. براساس نتایج این پژوهش ملی ،فاصلۀ بین نسلی بزرگی بین والدین و جوانان در خانواده دیده نمی شود ، دیدگاه و میزان تفاهم والدین وفرزندان در موضوعات مختلف متفاوت است . تفاهم این دو گروه در موضوعات دینی و مذهبی بیشتر است و در موضوعات سیاسی کمتر و به طور کلی بیشترین شکاف بین والدین و فرزندان در ارزش های اجتماعی مشاهده می شود .
این پژوهش همچنین بررسی فاصله بین نسلی در ساختار خانواده قومیت های مختلف ایرانی ، در نظر داشتن محورهایی نظیر تفاوت ارزش های خانوادگی ،سبک های تربیتی ،الگوهای انتخاب همسر و میزان نقش و تاثیر ساختار اجتماعی بر چگونگی رابطه والد و فرزند و درک دو جانبه آنان در میزان توافق نسلی کشور را پیشنهاد می دهد.
فمینیسم چیست ؟
فمينيسم چيست؟
مقد مه :
دانش ومعرفت موجود دراجتماع هميشه ساخته و پرداخته موقعيتهاي اجتماعي ومنا فع ا جتماعي
سا زند گان آ ن ا ست . انسان بنا بر موقعيتها و منا فع گوناگون جهان بيني متفاوتي دارد . د يدگاه
فمينيستي نيزداراي جهان بيني خود ومنتج ازتجارب روزمره زندگي زنان مي باشد .آ نان بخوبي
مي دانند که ديدگاههاي مسلط در هر جامعه زاده و پرداخته ا فکار حاکم يا طبقه حاکم است .
آ نها درپي آ ن هستند شرايطي را بوجود آ ورند تا گروههاي نا برا بروا ز نظرقدرت ضعيف تر
هم بتوانند د يدگاههاي خود را مطرح کنند . آ نها به افکار و عقايد محرومان جامعه که زنان نيز
جزيي ا زآنهاهستند اهميت مي دهند .اين نظريه زندگي اجتماعي وتجربه انساني را ازچشم انداز
زنا ن مورد بر رسي قرا ردا ده و برموقعيت زنا ن د رجا معه تا کيد دا رد . هد ف ا ين نظريه
آ ن ا ست تا نا برا بري موجود ميا ن ز ن و مرد را ا ز ميان بر دارد .
درصورتی که تمایل به خواندن کل مقاله دارید روی ادامه مطلب کلیک کنید :
وبلاگ متعلق به شماست و در جهت اطلاع رسانی بهینه نیاز به نطرات سازنده شما دارد . خواهشمند است در این رابطه همکاری فرمائید .